تبليغاتX
تذكرةالطنّازان - شرمندگی زهرا رمضانپور
شرح مختصري از زندگي بزرگان عرصۀ طنز
 

سلام.
با تأخیر خیلی زیاد و با شرمندگی فراوان سال نو رو خدمت همه ی شما بزرگواران تبریک عرض می کنم و سال خوب و خوش و همراه با موفّقیّت و سلامتی براتون آرزو می کنم.
خدمت دوستان عزیزی از کم پیدایی ما ناراحتن و می گن کجایید عرض کنم من مدّتیه که به اینترنت دسترسی ندارم. کافی نت؟ حرفشم نزنید. خلاصه باور کنید دلم برا همه چیز، وبلاگ، نوشتن زندگینامه ی بزرگانی که حقّ زیادی گردنمون دارن، خوندن کامنتای گرم و بعضاً پر از تیکّه ی شما که واقعاً بخش جذّاب وبلاگمونه و من خیلی دوستشون دارم و ... تنگ شده بود. امّا چه می شه کرد. باید همین وضعو تحمّل کرد. نهایتاً هفته ای دوبار (شنبه ها و سه شنبه ها) بتونم بیام. مصیبتها و گرفتاری های زیادی داریم که ان شاءالله اون خدای مهربونی که این مشکلات رو برای امتحانمون به وجود آورده خودشم کمکمون می کنه که حلّشون کنیم. من که نمی تونم بیام. سعیده هم دست تنهاست. برا همین سخت می شه آپ کرد. این چند وقت که عید بود و رفته بودیم ددر!

ببخشید. اجازه بدید چند لحظه...

بله. داشتم وبلاگ جناب آقای محمّد زرویی نصرآباد رو می خوندم. خدارو هزاران مرتبه شکر می کنم که استاد مسلّم طنز ایران، استاد ابوالفضل زرویی نصرآباد الحمدلله سلامتی خودشونو به دست آوردن. خیلی خوشحالم. ان شاءالله همیشه سلامت باشند.

خوب می گفتم. و امّا مطلب بعدی. خدمت دوستان عزیزی که ازم خواستن مطالبی رو در مسنجر بهشون بگم. متأسّفانه من فعلاً مسنجر ندارم. حالا هر موقع نصب کردم براتون می نویسم. در ضمن، دوست عزیزی که خودتو معرّفی نکردی و برام پیام خصوصی گذاشتی، ببین عزیزم، به فرض هم که این اتّفاق افتاده باشه. خوب که چی؟ من زیاد از این بشر دل خوشی ندارم. حالا برم تحقیق کنم ببینم که ...؟! همونطورم که گفتم من مسنجر ندارم. از اینکه با این لحن باهات صحبت کردم عذر می خوام. بیشتر هم به این دلیل بود که خودتو معرّفی نکردی. من اصلاً خوشم نمیاد کسی خودشو معرّفی نکنه و یا با اسم مستعار خودشو معرّفی کنه. نوشتی یکی از دوستانت. خوب دوستای من همه شون اسم دارن.

باز هم از همگی عذر می خوام.

راستی یه دلیل دیگه ای که ما دیر به دیر آپ می کنیم اینه که بعضی از طنزپردازان محترم (با عرض پوزش) بدقول تشریف دارند. از پارسال تا حالا سه چهار نفر از این بزرگان قول دادن که فردا و یا هفته ی آینده بیوگرافیشونو بدن و هنوز نه فردا شده و نه هفته ی آینده. جا داره اینجا و در سال جدید، ابتدا از کسانی که در امر نوشتن زندگینامه ها بهمون کمک کردن تشکّر زیاد بکنیم.

جناب آقای محمّد زرویی نصرآباد، سرکار خانم رویا صدر، جناب آقای محمّد جاوید، جناب آقای ابوالقاسم صادقی و جناب آقای مهدی استاد احمد که در امر نوشتن بیوگرافی کمک شایانی بهمون کردن و می کنن و سایر عزیزانی که با همراهیشون موجب دلگرمی و قوّت قلب ما می شن و مارو برای ادامه ی مسیر تشویق می کنن(اسم نمی برم. چون می ترسم حتّی یک نفر خدا ناکرده از کی بورد بیفته و سرش بشکنه و ما هم شرمنده ی اخلاق ورزشکاریش بشیم!) خوشحالم که این وبلاگ رو فراموش نکردید و نمی کنید. ازتون خواهش می کنم که مارو از دعای خیرتون فراموش نکنید.

خیلی دلم براتون تنگ شده بود و خیلی حرفا داشتم. ولی از ذوقم که بعد قرنی اومدم اینجا نصفش یادم رفت!

پیروز و پایدار و کامروا باشید و از نعمت ارزشمند سلامتی بهره مند.

یاعلی و خدانگهدار

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/01/26ساعت 23:6 توسط سعيده و زهرا |



Click here to get your own player.





Powered by WebGozar